کاغذ پاره ای از سیاست
 
قالب وبلاگ

سلام

اول از همه من تاریخچه این حزب رو به نقل از ویکی پدیا گذاشتم و در ادامه کمی توضیح دادم که اگر دوست داشتید مطالعه کنید.

در بهمن ماه ۱۳۷۴ شانزده تن از وزیران، معاونان و نزدیکان هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت ایران در بیانیه‌ای با عنوان «خدمتگزارن سازندگی» اعلام کردند در انتخابات مجلس پنجم حضور فعال خواهند داشت و فهرستی از کاندیداهای موزد حمایت خود را معرفی خواهند کرد. این اقدام با واکنش منفی شدید جناح راست که این اقدام را دخالت قوه مجریه در قوه مقننه قلمداد کرده و تهدید به استیضاح وزرای امضاکننده بیانیه و حتی طرح بررسی کفایت رئیس‌جمهور در مجلس روبرو شد. در نهایت با فرمان رهبر جمهوری اسلامی، مبنی بر عدم حضور وزیران در این حمع غائله فروکش کرد و با حذف ۱۰ وزیر، به یک جمع ۶ نفره کاهش یافت که شامل ۵ معاون رئیس جمهور و شهردار تهران می‌شدند که با صدور بیانیه‌ای با عنوان «کارگزاران سازندگی» حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام کردند. این گروه نهایتا با فشار شورای نگهبان فعالیت انتخاباتی خود را با عنوان «جمعی از کارگزاران سازندگی» سامان داد.[۲]

بدین ترتیب، حزب کارگزاران سازندگی ایران تاسیس شد. هرچند که محمدعلی نجفی، علاوه بر این ۶ نفر، در جلسات هیات موسس شرکت می‌جست. کارگزاران به دست محفلی از مدیران تاسیس شد که اغلب از ۳ استان کشور برخاسته بودند؛ کرمان، اصفهان و یزد. در روز تاسیس این حزب، مرعشی علاوه بر مدیران داخل دولت و اقوام نزدیک، از شماری از افراد چپ آن روز نظیر اسحاق جهانگیری، غلامرضا آقازاده، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و چند تن دیگر نیز دعوت به عمل آورد. اما از میان این جمع چهره‌های سرشناس چپ نظیر مهدی کروبی و محمد خاتمی به دلیل فعال بودن در مجمع روحانیون مبارز در آن جلسه و جلسات بعدی حزب حاضر نشدند. بعد از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که به عنوان پدر معنوی حزب یاد می‌شود و اصلیتی کرمانی دارد، حسین مرعشی، فائزه هاشمی (دختر رئیس جمهور)، محمد هاشمی (برادر رئیس جمهور)، علی هاشمی(برادرزاده رئیس جمهور)، محسن هاشمی رفسنجانی (پسر ارشد رئیس جمهور) و اسحاق جهانگیری نیز خاستگاهی کرمانی دارند. رضا امراللهی و فاطمه رمضان‌زاده نیز از منطقه مجاور کرمان یعنی یزد وارد حزب شدند. بعد از طیف مدیران کرمانی و یزدی، دومین حلقه پر نفوذ حزب را اصفهانی‌ها تشکیل می‌دهند که در این جمع دو نفر سرشناس ترند و هنوز هم به عنوان «مردان سایه رفسنجانی» گرداننده حزب هستند، این زوج غلامحسین کرباسچی و محمد عطریانفر هستند.

اگر بخوام خلاصه بگم , احزاب قبل از انقلاب به چند دسته سلطنت طلب ها , چپ یا مارکسیست , لیبرال یا سرمیه داری و اسلام گرایان تقسیم می شد بعد از انقلاب با کنار رفتن چند تا از این گروه ها راه برای  اسلام گرایان باز شد و تا سال 1368 احزاب به دو گروه عمده چپ و راست تقسیم می شد (البته نه چپ مارکسیستی) بعد از پایان جنگ نظریه اقتصاد بازار آزاد مبتنی بر صنعت در قالب برنامه پنج ساله توسعه تصویب و از طرف دولت پیگیری می شد این سیستم نیاز به تکنو کرات هایی داشت که بعد ها (نیمه دوم سال 1374 ) حزب کارگزاران را ایجاد نمودند.

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/٤ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ] [ حامد ] [ نظرات () ]

نه تو می مانی و نه اندوه

 و نه هیچیک از مردم این آبادی...

 به حباب نگران لب یک رود قسم،

 و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

 غصه هم می گذرد،

 آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

 لحظه ها عریانند.

 به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱ ] [ ٩:٤٩ ‎ب.ظ ] [ حامد ] [ نظرات () ]

سلام بردوستان

اول از همه باید بگم در اسلام هر حکمی که گفته شده عقل هم اون رو تایید میکنه و هر حکمی که عقل بدهد شرع اسلام هم اون رو تایید می کند اما شاید یک نکته مهم باشه که چه عقلی در اسلام به این عقل , عقل سلیم گفته می شود در واقع این عقل یک عقل سالم و بدور از هر مریضی می باشد مرض هایی مانند تکبر , تعصب و ... بنابراین دلایلی که در موضوع اثبات ولایت فقیه استفاده می شود که به دو صورت نقلی (روایات و احادیث و قرآن) و عقلی هستند در واقع یکی هستند و از زاویه هایی متفاوت به موضوع نگاه می کنند.

من هم بر این اساس به یک دلیل اشاره می کنم.

یک دلیل عقلی و ضروری برای هر جامعه :

هر جامعه‌ای ( از جامعه‌ی اعضای بدن یک فرد گرفته تا جامعه‌ی متشکل از افراد) نیازمند به ولایت یا رهبری است (حتی در  کشور هایی که کاملا از یک سیاست بی دینی پیروی می کنند دارای رهبران متناسب با حکومت خود هستند) و در ضرورت این ولایت در عرصه‌ی سیاست و حکومت که به آن «زعامت و ولایت سیاسی» اطلاق می‌شود شکی نیست که نیاز به اثبات داشته باشد و هیچ جامعه‌ای خود را بی‌نیاز از آن ندانسته است. چرا که یک ضرورت عقلی است. لذا همه‌ی جوامع از حکومت و همه‌ی حکومت‌ها از «ولایت و زعامت سیاسی» برخوردارند

این امر در یک جامعه اسلامی نمود بیشتری دارد چرا که حکومت در یک جامعه اسلامی باید تماما از قوانین اسلامی تبعیت کند و نمی توان از منبع دیگری غیر دین تولید قانون داشته باشیم و این مسئله نیاز به فردی دارد که هم عالم به دین باشد و هم عالم به سیاست و عالم به کشور داری که حتما هم باید یک نفر باشد چون یک شورا اولا قابل نفوذ خواهد بود ثانیا حتما باید این شورا مدت دارباشد که این قضیه باعث تزلزل در ارکان انقلاب می شود  و شما در جاهایی از طرف برخی افراد مانند آقای هاشمی رفسنجانی این مطلب را می شنوید که مطمئن باشید جز زدن ریشه این انقلاب هدفی دیگری ندارد.

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٩ ] [ ۸:٥٧ ‎ب.ظ ] [ حامد ] [ نظرات () ]

سلام

خیلی ازمواقع وقتی که با افردی در مورد جریان 88 صحبت میکنی نظرات مختلفی میشنوی کسایی نظر میدن که باید نفرات اول این جریانات مانند کروبی موسوی و ... اعدام وبقیه هم به شدت مجازات بشند یا تو جایی دیگه همین افراد ناراحتند از این که چرا تو روز های اول با یک برخورد شدید این فتنه تموم نشد و یا چرا رهبری که تصمیم گیرنده اصلی بودند و هستند به برخورد شدید روی نیاوردند یا اینکه اصلا این قضیه فتنه نبوده و از این قبیل صحبت ها البته تو اینجا نمی خوام اثبات کنم که این قضیه فتنه بوده یا نه که البته برای من هیچ جای شکی در مورد فتنه بودن این قضیه نیست من تو ادامه این مقاله سه نوع برخورد رو با این مسائل سیاسی که اجتماعی هم هست عرض می کنم.

این سه برخورد عبارتند از : رد کردن یا دفع کردن ؛ فریب دادن یا منحرف کردن ؛ حل کردن.

1-      در مواقع خیلی زیادی و در کشورهایی که حکومت دیکتاتوری دارند ازاین نوع برخورد استفاده می کنند یعنی در اولین فرصت با نفرات اصلی برخورد شدیدی مانند زندان ، اعدام ، تبعید و با مردمی که در خیابان هستند برخوردی سرکوب گرایانه می شود که ما نمونه اون رو می تونیم تو بحرین و برخی از کشور های اطراف ما ببینیم

2-      برخورد دوم خیلی برخورد زیرکانه و نیاز به هوش و تجربه بالا دارد که کشور هایی مانند انگلیس و آمریکا بیشتراز این برخورد استفاده کرده و بسیاری از گروه هایی که در غرب برای اعتراض به جنگ یا شرایط بد اقتصادی معترض شده بودند رو با زمان و تیز هوشی خاصی منحرف کرده و تبدیل به چیز دیگری حتی, تبدیل به یک صدای تبلیغاتی برای دشمنان اولیه خودشون کردند .

 3-      در راه حل سوم که شاید کمتر کشوری توانسته از اون استفاده کنه حل کردن اینجورقضایا یا مشکل سیاسی هست , اگر شما به راه حل اول نگاه بکنید متوجه میشید که با برخورد سرکوب گرایانه چند مشکل به وجود میاد اول اینکه شما تا ابد قدرت اینکه یک خواسته مردمی رو سرکوب کنید رو نخواهید داشت و دوم اینکه با هر بار برخورد شما تعدادی از خواص خود رو از دست داده و بعد از مدتی خواهید دید که دیگه کسی برای شما باقی نمانده اما با راه حل سوم که حل کردن این بحران است شما دیگه دچار مشکلات فوق نشده و حتی باعث محکم تر شدن پایه های حکومت هم می شوید اگر شما به جریان سال 88 نگاه بکنید خواهید دید که در مواقع خیلی زیادی از جمله یک مرتبه که مقامات امنیتی با رهبر یک جلسه 5 ساعته داشتند و اطلاعات زیادی در مورد سران و برخی اعضای فتنه و ارتباط آنها با برخی از سرویس های جاسوسی رو شرح دادند و در پایان جلسه از رهبری در خواست دستگیری آنها رو داشتند که با این سخن آقا مواجه میشن که نیاز نیست شما اول برید مردم رو آگاه بکنید یا در مواردی دیگه برخی از خواص برای آقا نامه می دادن که کار شما اینجوری و اونجوریه باز شما عکس العملی جز نصیحت از ایشان پیدا نمیکنید و اگر من بخوام خیلی از این موارد رو اینجا بیارم شاید حالا حالا باید بنویسم و در آخر باید بگم تیز هوشی حضرت آقا و صبر ایشون باعث شد ما بعد از گذرکردن از یک فتنه بسیار بزرگ با کمترین ریزش و حتی با رویش های بسیاری روبرو بشیم که همین قضیه نیاز به بسط دادن و نوشتن مطالب زیادی هست که اگر خدا لطف کرد و این سواد نم کشیده ما اجازه داد شاید با کمی اسناد و مدارک مستند تر مطالب بعدی رو بنویسم.

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢۸ ] [ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ] [ حامد ] [ نظرات () ]
   ........   

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

آرشيو مطالب
لینک های مفید
امکانات وب